Også du vil finde ro

Roman
Massoud Kadkhodaee
Oversat af forfatteren og Hiva Ahmadi
179,95 kr.
Vejl. pris:229,00 kr

D0V9NRiWkAAjqOs1Y
«Også du vil finde ro» er en roman om sammenstød mellem kulturer, en kærlighed, der er under pres fra omverdenen, og en mands kamp for at bevare sig selv i en ny verden.

De sidste par år har Bahram fået en stadig større uro i sjælen. Nu ser han tilbage på sit liv.

Bahram kom til Danmark i 80’erne som flygtning efter den iranske revolution, og på overfladen lever han nu et trygt og behageligt liv i Danmark, men hustruen, Kati, og han har bevæget sig langt væk fra hinanden. Kati er sprunget ud i sit nye lands kultur med begge ben og kan hverken se eller forstå, hvorfor Bahram ikke er faldet til i Danmark.

Hvor Kati ser frem, ser Bahram tilbage, og det store spørgsmål er, om de kan finde roen sammen…

رمانِ «تو هم آرام می گیری» تاكنون دوبار به زبان فارسی منتشر شده است. چاپ نخست در سال ۲۰۱۵ و چاپ دوم توسط نشر دیار کتاب (دانمارک) در تابستان ۲۰۱۷.
این رمان که با ترجمه ی نویسنده و هیوا احمدی در رقابت برای جایزه ی مشترک سازمان پناهندگی دانمارک و انتشاراتی  تیدانِ اسکیفتا (Tiderne skifter) در سال ‏۲۰۱۷‏ میلادی از میان حدود ۳۰ اثر مقام دوم را به دست آورد، توسط انتشارات معتبر دانمارکی Brændpunkt  به چاپ رسیده است.

Advertisements

آوریل 30, 2019 at 8:36 ب.ظ. بیان دیدگاه

زنده پاها و مُرده پا ها

 IMG_3332     بهرام حیدری
زنده پاها و مُرده پا ها
‏(سه داستان)‏
چاپِ اوّل: سالِ ۱۳۵۸، تهران انتشاراتِ «زمان».
چاپِ اوّل در خارج: سالِ ۱۳۹۷ ( ۲۰۱۸ )، از روی نسخۀ باز نوشته، کُپنهاک، دانمارک، انتشاراتِ » دیارِ کتاب».
تعداد صفحات: ۲۲۴
قیمت: ۸۰ کرون دانمارک

چاپِ تازۀ مجموعه داستانِ « زنده پاها و مُرده پا ها » بعد از ۳۹ سال در دانمارک.
این مجموعه شامل سه داستان «آزمایش»، « زنده پاها و مُرده پا‌ها » و «خوار، خار، خان» است.
‏ توضیح نویسنده:
کتابِ «زنده پاها و مُرده پاها » به عرصه رسیده در سالِ ۱۳۵۸، همچون دو کتابِ منتشرۀ در همان دهۀ پنجاه – یعنی کتابهای « به خدا که می کُشَم هرکس که کُشتَم » و « لالِی » تا به امروز کتابی بالینی به شمار می رفته است و طبیعی است که بازنویسِ آن پس از حدودِ چهار دهه، چه از نظرِ کیفی و چه از لحاظِ کمّی پایه و مایۀ ارتقا و ارتفاع برایش شده باشد…
دیگر: کتاب حاویِ دو داستان بوده امّا در این چاپ داستانِ سومی پیدا کرده که به تازگی نوشته شده است؛ داستانِ «خوار، خار، خان».

اوت 13, 2018 at 8:01 ق.ظ. بیان دیدگاه

‏ به خدا که می کُشَم هرکس که کُشتَم ‏

Miksham_omslag-01 بهرام حیدری
(مجموعه داستان)


چاپِ اوّل: سالِ ۱۳۵۶ .» تهران، انتشاراتِ » زمان «.
چاپِ اوّل در خارج: سالِ ۱۳۹۷ ( ۲۰۱۸ )، از روی نسخۀ بازنوشته، کُپنهاک، دانمارک، انتشاراتِ » دیارِ کتاب».
تعداد صفحات: ۲۸۲
قیمت: ۱۳۰ کرون دانمارک

چاپِ تازۀ مجموعه داستانِ «به خدا که می کُشم هر کس که کُشتم » بعد از ۴۱ سال در دانمارک.

این مجموعه شامل سه داستان «به‌خدا که می‌کُشم هرکس که کُشتم»، «چِل پِلّکان» و «کباب» است.

‏ توضیحِ نویسنده:‏
کتابِ » به خدا که می کُشَم ھرکس که کُشتَم » منتشره در سالِ ۱۳۵۶ که مانند دو کتابِ «لالِی»‏
و « زنده پاھا و مُرده پاھا » ی ھمچنان به عرصه رسیده در دھۀ پنجاه، تا به امروز برای
نسل ھائی کتابِ بالینیِ بوده است، بازنویسش پس از بیش از چھار دھه از انتشارش، به عللِ دانشِ بیشتر و پختگیِ بیشتر و

‏ آزادیِ بیانیِ نامحدود، حاصل را ھم به ژرفاھای تازه‌ای از رنگ ھا و معناھا رسانده و ھم به حجمی بیش از دوبرابر کشانده…

ژوئن 9, 2018 at 7:00 ب.ظ. بیان دیدگاه

مرز


روی جلد رمان مرزمسعود کدخدایی
رمان
چاپ اول: سال ۱۳۹۷ ( ۲۰۱۸ )
طرح روی جلد: قادر شافعی
نشر دیار کتاب، کپنهاگ‎ ‎
تعداد صفحات: ۲۸۲‏‎ ‎
قیمت: ۱۳۰ کرون دانمارک

مرزها همیشه دو سو دارند و تو همیشه پشتِ مرزی هستی مگر در خیال یا در جهانِ داستان

مرز دومین رمان و هشتمین کتاب مسعود کدخدایی است.

در این رمان ما همراه با کتایون و بهرام و کودک خردسالشان سایه، ایران را ترک می کنیم و در پشتِ مرزهای میهن، همراه با این خانواده با مشکلهای گوناگونی روبرو می شویم، مشکلهایی که برای حل آنها گاهی بر سر دوراهی ایستاده و ناچار می شویم مرزهای  اخلاقی و ارزشیِ پیشینمان را با دیدی تازه ارزیابی کنیم.

 رمان «مرز» بخش دیگری از زندگی شخصیت های رمان «تو هم آرام می گیری» است. این دو رمان را می توان مستقل از یکدیگر خواند.

 

مه 17, 2018 at 8:51 ق.ظ. بیان دیدگاه

لالی

‏ بهرام حیدری  ‏
مجموعۀ ۲۲ داستان
عکس روی جلد لالِی
چاپِ‏ اوّل: سال ۱۳۵۸، تهران، انتشارات امیرکبیر
چاپِ اوّل در خارج، سالِ ۲۰۱۸ (۱۳۹۶)، از روی نسخۀ بازنوشته، 

انتشاراتِ دیارِ کتاب، کپنهاگ – دانمارک ‏
تعدادِ صفحات: ۶۴۷ ‏
قیمتِ کتاب: ۲۵۰‏‎ ‎کرونِ‎ ‎دانمارک


چاپِ تازۀ مجموعه داستانِ » لالِی » بعد از ۳۹ سال در دانمارک.


توضیح نویسنده:

سه‌کتابِ منتشره در دهۀ پنجاه ـ یعنی کتاب‌های «به‌خدا که می‌کُشَم هرکس که کُشتَم»، «لالِی» و «زنده‌پاها و مُرده‌پاها» ـ تا به روزِ امروز کتاب‌های بالینیِ چند نسل بوده‌اند و نوشتنِ مجدّدشان پس از سپری‌شدگیِ سالیانِ چهار دهه و بیش از چهار دهه، طبیعی است که به‌حکمِ دانش و پختگی و آزادیِ بیانِ نامحدود، حاصل را به گسترشی و ژرفائی در مُلازمۀ روشنائی‌ها و رنگ‌ها و بوهای تازه برسانَد و نتیجةً حجم را نیز به حدّ‌ِ تا حدودِ دوبرابر و بیش از دوبرابر بِکَشانَد…

 

 

 

 

مارس 20, 2018 at 7:51 ق.ظ. بیان دیدگاه

زمین زهری

‎ ‎زمین زهریرمان
نویسنده: محمد آصف سلطان زاده‏
ناشر: بیتا بوک – کپنهاگ
طرح روی جلد: نویسنده
چاپ نخست: پائیز ۲۰۱۷‏
تعداد صفحه: ۱۷۹ صفحه
قیمت: ۱۲۰ کرون

‏« کوه‌ها همان نتیجه‌ی فشارهای درونی گسل‌های زمین هستند، پیچ و تاب خورده بالا رانده ‏شده‌اند. رانده شده در میان هزارخانه‌ی درّه‌هایی که تشکیل داده‌اند، اینک به وضوح پی ‏می‌برم به این که در سرزمین‌های کوهستانی، آن زیرها خبرهای زیادی هستند، فشارها و ‏فعل و انفعالات آتشفشانی. خشم طبیعت در این ناحیه‌ها تمرکز یافته است. به عبارتی ‏افغانستان نقطه‌ی بروز خشم زمین است. حتی اگر در جاهای دیگری هم رنج ببرد، ولی در ‏این ناحیه چین به پیشانی می‌اندازد. قیافه‌اش درهم می‌رود. درّه‌های دیگری تشکیل ‏می‌شوند. باعث راه گُم کردن می‌گردند‎.‎‏ »‏‎ ‎
(از متن کتاب)

ژانویه 5, 2018 at 8:06 ب.ظ. بیان دیدگاه

ایستگاهی برای آرمیدن

ایستگاهی-برای-آرمیدنبهرام حیدری‏
داستانِ بلند 
چاپ اوّل: سالِ ۲۰۱۷ (۱۳۹۶ ) ‏
انتشاراتِ دیارِ کتاب، کپنهاگ – دانمارک ‏
تعدادِ صفحه: ۶۶۱ ‏
قیمت: ۲۵۰‏‎ ‎کرونِ‎ ‎دانمارک ‏

‏ «ـ … جلوِ نظرتون اومده که از همون روزِ شکستِ ایران چه مناظری در سراسرِ نقاطِ زیرِ تسلّطِ عَرَبا به‌وجود اومد… بخصوص پدرائی رو دَمِ ‏نظر بیارین که در حالی‌ که زخمِ شمشیر سر و صورت‌شونو شکافته بود یا پهلوشونو دریده بود یا دست و بازوشونو قطع کرده بود، افتاده بودن به ‏جون‌کَندنِ دَم‌ها و دقیقه‌های آخرِ عمرشون، چه بسیار در وضعی‌که هنوز به‌حالِ هوشیاری، با چشمای خودشون می‌دیدن که چطور دیوهای سیاهِ ‏متعفّن لباسا رو از تنِ دخترا و زَنا و پسراشون کنده‌ئَن و افتاده‌ئَن رُوشون و یا مشغولِ غارتِ خونه‌هاشون و حیووناشون شده‌ئَن؛ به برادرائی فکر ‏کنین که چطور به‌حالِ زخم‌خوردگی یا به‌حالِ اسیری با دستای بسته باید با چشمای خودشون می‌دیدن که به خواهرا و برادرای هشت ـ نُه ـ ده ـ ‏دوازده‌ساله‌شون هم تجاوز می‌شه؛ پیرزنا و پیرمردائی رو به یاد بیارین که می‌دیدن طناب به گردنِ جووناشون بسته‌ئَن تا بعد بدتر از حیوون بِرُونَن ‏بِبَرَن‌شون به اسیری بدونِ اینکه بدونن این همون «فرمودۀ» قرآنه در طرزِ رفتار با اُسَرا؛ فراری‌هائی رو دَمِ نظر مجسّم کنین که پناهندۀ صحرا و ‏کوه و درّه می‌شدن تا بعد یا از گُشنگی ـ تشنگی بمیرن یا از نیشِ مار بمیرن یا طعمۀ کفتار و خرس و گرگ و پلنگ بشن؛ کوچه ـ پس‌کوچه‌هائی رو ‏جلوِ چشم بیارین که نشونه ـ نشونه‌دار شده بودن از خونِ تازه و خونِ دَلَمه‌شده با سنگینیِ بوی خون و تعفّن، و اینکه نقطه به نقطه‌شون انباشته از ‏اجساد بودن…»‏
‏ «ـ … «صد‌میلیارد کهکشان» رو گفتی اما نگفتی که توی هرکدوم از این صد‌‌میلیارد، صد‌میلیارد یا دویست‌میلیارد یا بیشتر ستاره وجود دارن و ‏باز اگه نه به نسبتِ ستاره‌ها، ولی یه‌ خُرده کمتر تُوش سیاره‌هائی مثلِ زمین هم وجود دارن.»‏
‏ «ـ اگه بر فرض ِ محال خدائی وجود داشت و حقیقةً خدای زردشتی‌ها و یهودی‌ها و مسیحی‌ها و مسلمونا بود، پس چرا نه داخلِ اَوِستا و نه داخلِ ‏قرآن و نه داخلِ انجیل‌ها و نه داخلِ تورات هیچ خطّ و خبری نداد راجع به اینکه چه خبره توی آسمون و فقط یه ماه و یه آفتاب و یه مشت ستاره ‏رو می‌شناخت که تازه باز خبر نداشت که مثلاً بزرگیِ همون یه مشت ستاره هم چه بزرگی‌ئیه؟! پس یه اینجُور خدائی به‌علاوۀ اون آیه‌هاش و با اون ‏ظلماش داخلِ همۀ دیانتا، حکمِ همون سوزن و دریا رو داره که دیگه به کارِ اون آدمائی که این اخبارو شنیده‌ئَن نمیاد…»‏
‏ ـ جنابِ آقای ابراهیمِ عَلائی! حالا مابَینِ این صد‌میلیارد کهکشان و این پونزده‌میلیارد سالِ‌نوری برو بِگَرد به جُستِ خدا و اسلام!‏
‏ ـ نه جانم، نه، دیگه حتّی اون‌کسی هم که مغزِ خر خورده باشه و دستِ چپ و راستِ خودشو هم نشناسه، اینا رو که بشنوه که ما شنیدیم، دیگه مثلِ ‏خودِ روز براش روشن می‌شه که دیگه حتّی اسمِ خدا رو به زبون آوردن نه فقط ننگه بلکه نشونۀ اینه که داره راه میده به اون دین و دیانتی که ‏کارش همه‌ش کارِ دروغ و بخوربخور و غارت و ظلمِ سیاه و خونریزی بوده!‏
‏ مُرادی گفت: «خُلاصۀ کلام، این نتیجه‌گیری قطعیه که حرفِ بی‌پایانیِ مطلقِ فضا، دقیقاً حرفِ بی‌پایانیِ مطلقِ محال‌بودنِ وجودِ خدا هم هست و با ‏دَمِ‌نظرآوردنِ شنیده‌های واقعیّتِ عِلمی ـ فضائی، می‌بینین که نه وجودِ یه خدا و نه وجودِ هزاران خدا و نه وجودِ میلیون‌ها خدا هیچ تناسبی باشون ‏نداره و ندارن و هیچ علّتِ وجودی‌ئی براش و براشون وجود نداره.»‏
‏ «ـ جا یا جای خداس یا جای اون سالای نوری و اون کهکشانا!…»‏

دسامبر 7, 2017 at 9:58 ب.ظ. بیان دیدگاه

نوشته‌های پیشین


دسته‌ها

  • پیوند ها

  • خوراک‌ها